X
تبلیغات
رایتل

هیچستان ♪

آدمک آخر دنیاست بخند...

شنبه 9 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 07:54 ب.ظ

خبری از طرف سارا

نگین نمی تونست تا سه شنبه  بیاد تو نت بنابر این تصمیم این شد که من خودم بیام با خبرتون کنم! 

نگین خانومی چیزایی که تو دو ارسال قبل نوشته بود فقط به دلیل کم خوابی بوده! الان حالش خیلی هم خوبه همش در پی حال گیریه منه طلفکه!  

یه ویژگی بارز نگین اینه که خیلی خیلی لج بازه وقتی هم میوفته سر لج با عالم و آدم بخصوص خودش شدید لج می کنه! 

جرات هم نداره تنها باشه تا وقتی من هستم جرات داره دوستاش و ول کنه مگه؟! 

۳ سال که نتونست به اهداف شومش برسه ازین به بعدم نمی رسه!


نگین نوشت ! :

- بچه ها ناراحتی من به خاطر میلاد و اتفاقات اون موقع نبود ...


- ماشالا به دست به کیبرد این سارا ! خودم ارسال و ویرایش کردم ! سارا سه شنبه رو از کجا در آوردی !؟ من گفتم شبا فقط میتونم بیام چون شارژ اینترنت روزانم تموم شده ! البته الان از دانشکده آنم

سارا: اس ت هست که توش نوشتی سه شنبه ! کلا فراموشی گرفتی رفتی پی کارت! 

بعدشم اون وقت شب با دختر عمه گرامی من همینشم از سرت زیاده نگین خانومی! 

کلا اینترنت دانشگاه و هم آباد کردی!


نگین : آره حق داری با اون دختر عمه همینم خیلی عجیبه