X
تبلیغات
رایتل

هیچستان ♪

آدمک آخر دنیاست بخند...

یکشنبه 26 دی‌ماه سال 1389 ساعت 08:27 ب.ظ

تنهای غریبه

چه بیرحمانه وجودم را به تنهایی محض عادت دادی

و مرا در وادی فراموشی ها رها کردی ...

 

3 روز پیش بعد از چند سال که واسه حتی یه لحظه حسه تنهای ازم جدا نشده بود حس کردم تنها نیستم ...

حس کردم چند تا دوست دارم

 فقط واسه چند لحظه ...

خیلی حسه قشنگی بود ...

 آرامش محض ...

ولی تموم شد فقط همون چند لحظه بود...

 نگین دوباره تنهایه ...

نگین دوباره بین اون همه آدم یه غریبه ی تنهاست ...

مثه کسی که انگار هیچ وقت نبوده ...


پی نوشت :

-همچنان معتقدم خدا باهامه ... مرسی خدا جونم ...

-غمگین نیستما ...فقط تنهای غریبه ام ... البته بین آدما ... خدا که با بندش غریبه نمیشه