X
تبلیغات
رایتل

هیچستان ♪

آدمک آخر دنیاست بخند...

سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 01:57 ب.ظ

میخوام واسه خودم زندگی کنم

دیشب یکی یه حرفه قشنگ بهم زد . از خوده اون آدمه بدم میومد ولی از حرفش خوشم اومد .

گفت چرا آدم خودش و داغون کنه ؟! بقیه رو داغون کنی بهتره

دیدم این واقعیته! چرا خودم و حرص بدم ؟

بذار کسی رو حرص بدم که دوست داره اذیتم کنه .

 

خیلی خودخواهه! بابام رو میگم .حاظره زن و بچش و به خواهر برادرا و مادرش بفروشه! این بابام یه چیز و خیلی خوب راجع من فهمیده . اینکه خیلی بی عاطفه ام

بسه 18 سال ساکت موندم.دیگه از چشم گفتن خسته شدم .

بذار یکم مثه بچه های دیگه باشم . شاید اون موقع قدره بچه های خودشو بدونه.

قدره بچه هایی که نه معتادن، نه دختر باز یا پسر بازن! نه اهله بی احترامی و دروغن و نه اهله علافی! قدره بچه هایی رو که هر سه تاشون همون دانشگاهی که باباشون میخواست قبول شدن .قدره بچه هایی رو که با وجوده اینکه میدونستن باباشون داره ! هیچ وقت بیشتر از اون چیزی که باباشون صلاح میدونست نخواستن ! قدره بچه هایی رو که حتی در بدترین شرایط از باباشون بد نمیگفتن !

ولی حالا وضع واسه من فرق کرده .

میخوام واسه خودم زندگی کنم . نه کسی که واسش زندگی کردم و قدر ندونست .