X
تبلیغات
رایتل

هیچستان ♪

آدمک آخر دنیاست بخند...

دوشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 06:54 ب.ظ

متنفرم

تنفر و تنفر و تنفر ...

حالا دیگه میدونم چی کار کنم

فقط منتظرم دانشگاه باز شه که مثه همیشه صبح تا شبم و تو دانشگاه بگذرونم که از خونه ی لعنتی که توش زجر میکشم خلاص شم ...


خدایا اگه سکوت میکنم به خاطر اون حرمتیه که این چهار دیواری برام داره

اگه دم نمیزنم پیشه هیچکس حتی تو اینترنت به خاطر اون چیزیه که تو از بندت خواستی

و الا قسم میخورم یک لحظه نمیموندم.


از همشون متنفرم...


خدایا نذار گریه کنم . التماست میکنم خدا ... 


نمیدونم این دفعه ی چندم بود که تو گوشه خودم زدم و گفتم خاک تو سره بی عرضت کنن که عرضه ی یه خودکشی ساده هم نداری


بالاخره یه روز خودم و میکشم ...