X
تبلیغات
رایتل

هیچستان ♪

آدمک آخر دنیاست بخند...

دوشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 12:21 ق.ظ

تولد دوقولوها

پریشب گیر داده بودم که من میخوام برم خونه دوقولوها اونم بدون دعوت! کلی بهم خندیدن خونواده!

حتی بهشون زنگ هم زدم که دانشکده بودن . خلاصه شبش سیمین (بدون اینکه از نیت من باخبر باشه ! ) اس ام اس زد که فردا تولدمون حتما بیای .

خلاصه خیلی برام جالب بود. عجب!!!

فرداش شد و رفتم. همون موقع که میخواستم برم نزدیک بود با بابام دعوام بشه !

بابام گیر داده بود که پیاده بریم ! (حالا مسافت نزدیک هم نیستا) هر چی من میگم نه میگه باید پیاده بریم ! اعصابم خورد شد . همینم مونده بود با اون وضعم را بیفتم تو خیابون ! و در آخر قهر کردم و خواستم تاکسی بگیرم که متقاعد شدن با ماشین بریم !

تولد خیلی خوش گذشت . مخصوصا اینکه هممون خیلی با هم صمیمی بودیم . دوقولوها که از اول دبستان باهاشون دوستم و سمان و مریم هم که دوستای صمیمی دبیرستانمون بودن .

کلی مسخره بازی درآوردیم و خندیدم .

و من متوجه شدم که خیلی تغییر کردم و شادتر شدم . مثلا من تو مهمونی ها همش خوابم میگرفت و حتی حوصله ی عکس گرفتن نداشتم ! ولی مدتیه که تو تولدا و مهمونی ها که میشه پایه ی رقص و مدل های عکسای مسخره بازی ! و کلی دلقک بازی دیگه با بچه ها شدم . و الان میفهمم چه قد خوش میگذره ! (منظورم از قدیما از زمان میلاد به بعده که کلی افسرده شده بودم)

این سیمین خیلی آدم جالبیه ! من از اونجایی که از اول دبستان تا الان با این بشر دوست بودم میشناسمش ! واسه همین زودتر رفتم خونشون که کاراشو بکنم ! وای رسیدم غش کردم از خنده! سیمین هنوز حاضر که نشده بود هیچی دستم و گرفت برد تو اتاق اوتوی لباساشونو داد دستم و دراز کشید رو زمین و موهاشو پخش کرد رو یه حوله گفت اتوکن! گفتم خر نشو سیمین موهات میسوزه با اتو موت اتو کن ! گفت نه این اتو بهتره ! با کلی خنده درجه ی اتوشونو کم کردم و نشستم به اتو کردن موهاش.خودشم خندش گرفته بود !

بعدم کمکش کردم لباسشو انتخاب کنه و دوباره کلی به این خونسردیش خندیدم !

باز سپیده جالب بود ! دیدم داره لباس میپوشه بره بیرون ! میگم سپی الان دوستات میان کجا میری !؟ گفت آرایشگاه !!! فقط با تعجب نگاش میکردم! گف خب ابروهام و میرم دوباره بردارم حوصله ندارم خودم بر دارم ! با خنده نگاش کردم گفتم بورو که آخره تولدتون برسی !!!

خلاصه که خیلی بهم خوش گذشت .

آخرشم پانتومیم بازی کردیم و بعدم که رفتیم خونه هامون !