X
تبلیغات
رایتل

هیچستان ♪

آدمک آخر دنیاست بخند...

چهارشنبه 29 دی‌ماه سال 1389 ساعت 02:43 ب.ظ

میخندیییم! :))

دیشب بعد از این ارسالم در مورد مینو ، خودش بهم زنگ زد ..وای خدا !

1 ساعت با هم حرف زدیم ! اینقدر خندیدیم که آخرش هر دومون به سرفه افتادیم !

بهش میگم مینو غصه میخوردی اس ام اساتم نمیرسید 3 تا تک بزن من هر جور بود بهت زنگ میزنم ! یهو میگه هیچکس تنها نیست همراهه اول !!! 

الهی قربونش بشم مثه خودمه! یهو وسطه حرفه جدی میخنده ! یا وسط حرفاش خندش میگیره بقیه حرفشو قطع میکنه یادش میره چی گفته !

حالا صحبتم با مینو که تموم شد یهو استرس یه چیزیو گرفتم شدید! تا ساعت 3 خوابم نبرد! ولی جز اون خیلی شبه با نمکی بود! امتحان هم داشتم و از 3 فصل یکیشو خونده بودم ! خب بدم میاد چرت و پرت تو مغزمون میخواد بکنه این استااااااد!   

مثلا من چرا باید حفظ کنم که ولایت فقیه ایران از تمام پادشاهی ها و نظام های فئودالی آمریکا و سوئیس یا نظام فرانسه بهتره ؟!  

چه قدم که استاد ارادت داره به بنده هنوز نرسیده گفت سلام چه طوری ؟! فقطم به من !!! میخواستم بگم نتررررس! من استادا رو نمیکشم !  

دیگه تا این حد؟!

و باز هم عجب!   

تازه امتحان مقدمه حقوقم و 19.5 شدم همه بهم میگفتم بچه خرخون بچه خرخون!!! 

پی نوشت : 

-بچه ها واسه داداشم دعا کنید که اتفاق خوبی که میخوام و آرزومه براش بیفته  

داداشی ...