X
تبلیغات
رایتل

هیچستان ♪

آدمک آخر دنیاست بخند...

دوشنبه 6 دی‌ماه سال 1389 ساعت 02:11 ب.ظ

افتتاحیه !

 

  

 

واسه دیدن عکس در اندازه واقعی اینجا رو کلیک کنید   

 

  

 دیروز آقا داداش گفتن که وبلاگت هنوز رسمی نشده ! آخه باید توسط ایشون افتتاح بشه ... و دیدم خب حرفه حق رو زدن آقا داداش و واسه همین تصمیم گرفتم یه تولد کوچولو بگیرم و داداشی هم ربان افتتاح وبلاگ رو ببره ! (تصاویر موجود است همین طور که میبیند! )قبل از هر چیز از سارا خانومی (که آشنایی دارید باهاش حتما ! ) تشکر ویژه به عمل میارم به خاطر انتقال مطالب وبلاگ قبلیم به اینجا و همچنین کمک کردن در انتقال نظرات !  (اینجا دیگه نیاز به فیلتر 2010 سارا نداره چون قرار نیست اینجا رو افراد قبلی که باعث آزارم میشدن رو داشته باشن!)

  بعد از اون هم از آقا نیما ...( چند تا هم فکری در مورد قیافه ی وبلاگ ازاین انسان مردمی !خواستم که کمک کرد)

علت ایجاد وبلاگ

مرتب هم به من انتقاد میشد که چرا همه ی مطالبت رمز داره ..و ما هم که خراب رفیق و کشته مرده ی انتقاد ...! 

 

چرا مانلی ؟! 

مانلی یه معنای شاه ماهی و یک کلمه ی ترکیه ... این اسم نامه یکی از شخصیت های مورد علاقم تویه یه رمان هست که همیشه شیفته ی شخصیت این نقش بودم ... و مخصوصا پایان غم انگیز مانلی ...    

 

محتوای وبلاگ  

  بگم اصلا این طور نیست . این وبلاگ فرقش با وبلاگ قبلی اینه که علاوه بر شادی هام غمام رو هم خواهم نوشت ...   

چرا این همه تدابیر امنیتی ؟!  

یکی پرسید کامنت هم نذاریم ؟ نه اصلا کامنت گذاشتن مشکلی نداره و با خوندن نظراتتون خیلی هم خوشحال میشم فقط خودم باید تو کامنتام همون طور که گفتم آدرس وبلاگه جدیدمو نذارم ...

 

بعد از این چی میشه !؟   

کم کم نظرات وبلاگ قبلی رو هم با کمک سارا دارم به آرشیو منتقل شده اضافه میکنم ...مطالب رمز دار که میبینید قبل از این مطالبم همه مطالبه وبلاگ قبلیم هست که عینا اینجا کپی و آرشیو بندی شده و رویه کله این آرشیو یک رمز داره که اگه بخواید اون رو هم مشکلی نداره ...  

به زودی زود دوستای عزیزم رو لینک خواهم کرد ولی همونطور که گفتم فعلا کسی لینکم نکنه  

 

 

کله ماجرا همین بود که خوندید ! 

به همه گفتم فعلا لینکم نکنید و علاوه بر اون تویه نظراتم یا آدرس وبلاگه جدیدمو نمیذارم یا قدیمی رو خواهم گذاشت . علتشم اینه که دوستای دنیای بیرون از نته من تعدادیشون دوستای شما هم هستن و خب مسلما امکان اینکه اینجا رو پیدا کنن واقعا زیاده !  

علت اینه که همون طور که میدونید تیمون و همکلاسی ها و دوستان بیرون از نتم و اقوام همه اونجا رو داشتن ! و این باعث یه عالمه خودسانسوری میشد .این به این معنی نیست که من به همکلاسی هام یا دوستای خارج از نتم اعتماد ندارم نه اصلا ولی خب هیچ وقت دوست نداشتم افرادی که رو در رو منو میبینن از درونیاتم آگاه بشن .البته علت اصلی این بود که میلاد هنوز به وبلاگم میاد این جور که شواهد نشون میده و این اذیتم میکرد ... و همچنین ابی برام یه سری مزاحمت ایجاد میکرد ...